چرا سبک زندگی غربی

چند ماه پیش در استان خراسان شاهد سخنان مقام معظم رهبری پیرامون سبک زندگی اسلامی و اهمیت آن بودیم که در آن سخنرانی ایشان از عدم فعالیت مناسب در این حوزه نیز گله مند بودند، این مطالب با عنوان سبک زندگی سر تیر اخبار شد، به شکلی که مراکز فرهنگی، پژوهشی، به دنبال فرمایشات و دغدغه های رهبری، سبک زندگی اسلامی را، یکی از اولویت های کاری خود قرار دادند، تا کمبودهای گذشته در این راستا را جبران کنند، از برگزاری کرسی های آزاد اندیشی تا چاپ مقالات، نوشتن کتاب، تولید نرم افزار و ...
اما در این میان شاهد پاسخ های صددرصد متفاوت هم بودیم. برنامه ها و موسساتی که با پول بیت المال و حمایت برخی از نهادهای دولتی مستقیم به واردات سبک زندگی غربی ادامه می دهند و...
برای روشن شدن موضوع و یادآوری فرمایشات رهبری، لازم است بخشی از فرمایشات رهبری در مورد سبک زندگی اسلامی را، با هم مرور کنیم:
هدف ملت ايران و هدف انقلاب اسلامى، ايجاد يك تمدن نوين اسلامى است؛ اين محاسبه‌ى درستى است - اين تمدن نوين دو بخش دارد: يك بخش، بخش ابزارى است؛ يك بخش ديگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. به هر دو بخش بايد رسيد.
آن بخش ابزارى چيست؟ بخش ابزارى عبارت است از همين ارزشهائى كه ما امروز به عنوان پيشرفت كشور مطرح ميكنيم: علم، اختراع، صنعت، سياست، اقتصاد، اقتدار سياسى و نظامى، اعتبار بين‌المللى، تبليغ و ابزارهاى تبليغ؛ اينها همه بخش ابزارى تمدن است؛ وسيله است.
اما بخش حقيقى، آن چيزهائى است كه متن زندگى ما را تشكيل ميدهد؛ كه همان سبك زندگى است كه عرض كرديم. اين، بخش حقيقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئله‌ى خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراك، نوع آشپزى، تفريحات، مسئله‌ى خط، مسئله‌ى زبان، مسئله‌ى كسب و كار، رفتار ما در محل كار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعاليت سياسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه‌اى كه در اختيار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئيس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پليس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بيگانه؛ اينها آن بخشهاى اصلى تمدن است، كه متن زندگى انسان است.
اگر ما در اين بخشى كه متن زندگى است، پيشرفت نكنيم، همه‌ى پيشرفتهائى كه در بخش اول كرديم، نميتواند ما را رستگار كند؛ نميتواند به ما امنيت و آرامش روانى ببخشد؛ همچنان كه مى‌بينيد در دنياى غرب نتوانسته. در آنجا افسردگى هست، نااميدى هست، از درون به هم ريختن هست، عدم امنيت انسانها در اجتماع و در خانواده هست، بى‌هدفى و پوچى هست؛ با اينكه ثروت هست، بمب اتم هست، پيشرفتهاى گوناگون علمى هست، قدرت نظامى هم هست. اصل قضيه اين است كه ما بتوانيم متن زندگى را، اين بخش اصلى تمدن را اصلاح كنيم. البته در انقلاب، در اين بخش، پيشرفت ما چشمگير نيست؛ در اين زمينه، ما مثل بخش اول حركت نكرديم، پيشرفت نكرديم. خب، بايد آسيب‌شناسى كنيم؛ چرا ما در اين بخش پيشرفت نكرديم؟
...اگر آن تمدن به وجود آمد، آن وقت ملت ايران در اوج عزت است؛ ثروت هم دنبالش هست، رفاه هم دنبالش هست، امنيت هم دنبالش هست، عزت بين‌المللى هم دنبالش هست؛ همه چيز با او خواهد بود، همراه با معنويت.۲۳/۷/۹۱
در این بخش از فرمایشات رهبری به وضوح روشن شده است که منظور و هدف از سبک زندگی اسلامی چیست.
اما متأسفانه پس از این سخنان روشن هنوز شاهد برگزاری سمینارهایی با موضوعات پیرامون سبک زندگی در کشور بوده ایم که به جای ترویج و بررسی تمدن و سبک اسلامی، به دنبال ترویج سبک زندگی غرب و امریکایی در کشور هستند، آن هم بدون بررسی علمی  توسط کارشناسان اسلامی .
در دهه مبارک فجر و در ایام سالگرد پیروزی انقلاب شکوه مند اسلامی ایران، سمیناری برگزار شد که  ارائه دهنده آن یک مبلغ سبک زندگی آمریکایی در جهان است کسی که در کنار صدها نفر از هم فکرانش می کوشند تا ابرفرهنگ آمریکا را با شعار تغییر و تحول در جهان غالب کنند و سلطه فرهنگی آمریکا را بر ملت ها محقق سازند.
جان دمارتینی که توسط موسسه همایش فرازان به ایران دعوت شده است. در سمیناری با عنوان «تغییر و تحول» به ارائه سخنرانی پرداخت. اگر چه ممکن است در این سمینارها همه چیز گفته نشود، اما وقتی یک چهره فرهنگ آمریکایی به مردم معرفی شد، آنگاه آثار او مخاطبان بیشتری از سمینارهایش خواهد داشت. دمارتینی در آثارش به وضوح فرهنگ ضد خانواده و ضد اخلاق را ترویج می کند. پذیرش آزادی روابط جنسی افراد متأهل، تأکید بر فرزند آوری کمتر و معرفی خانواده های کم تعداد و بی بندبار به عنوان خانواده های فرهیخته و مرفه و ده ها مسأله دیگر اگر اهانت به انقلاب مردم ایران و ارزش های معنوی و انسانی این ملت عزیز نیست، چه معنای دیگری می تواند داشته باشد؟
بدتر از همه این است که دیکتاتوری فرهنگی که روح فرهنگ آمریکایی است از سوی موسسه همایش فرازان که میزبان جان دمارتینی بود، اعمال شد. با وجود تسامح سازمان های گوناگون این سمینار به طور عمومی برگزار شد اما برگزار کنندگان حاضر نشدند که با محققان و منتقدان فرهنگ آمریکایی به گفتگو و مناظره به پردازند. آنها ترجیح می دهند که هیچ نظر مخالفی را نشنوند و مردم را به عنوان شنوندگان محضی تصور می کنند، که حق نقد و نظر ندارند. از این رو دعوت به مناظره را با فریب کاری و دروغ گویی رد کردند. در حالی که در سبک زندگی اسلامی ارزش های اخلاقی نظیر صداقت شرط اصلی تحقق تمدن اسلامی و شکل گیری سبک زندگی در جامعه مسلمین است.
فرهنگ آمریکایی این است که هر دستی به سوی شان دراز شود، به آن خیانت می کنند. موسسه همایش فرازان با اعلام اینکه همایش از سوی نهادهای نظارتی لغو شده است. از هر گونه پاسخ روشن به دعوت کنندگان به مناظره پاسخ نداد و روز پیش از همایش اعلام کرد که همایش برگزار می شود. این فرهنگ فریبکاری و خیانتکاری آمریکایی در تبلغات این همایش نیز مشهود بود. آنگاه که در تبلیغات اعلام شده جان دمارتینی هفتاد و دو کشتی تجاری دارد و شرکت در سمینار او شما را به چنین موفقیت های بزرگی می رساند.
البته هوشمندی مردم در عدم استقبال از این سیمنار فریبنده و ضد فرهنگی مشخص است، اما نخست اینکه مسئولان نظام باید هوشیارتر عمل کنند و برنامه هایی از این قبیل را به سوی جامعه علمی کشور در محیطهای دانشگاهی و حوزوی سوق دهند تا در قالب مباحثات آزاد و چند طرفه ایده ها به نقد و بررسی گذاشته شود. و دیگر اینکه نهادها و سازمان های که از این گونه برنامه های ضد فرهنگی با هزینه بیت المال حمایت می کنند، بهتر است که هوشمندانه تر عمل کنند و امین اموال مردم باشند.
یکی از شعار های این انقلاب استقلال و عدم وابستگی به غرب و شرق بوده و می باشد، اما چرا باید در این ایام فرخنده و با گذشت 34 سال از انقلاب و گذشت فقط چند ماه از بیانات مقام معظم رهبری پیرامون استفاده از اسلام برای تولید سبک زندگی، از یک مُبلغ فرهنگ آمریکایی دعوت شود تا سبک زندگی به مردم آموزش دهد؟
آیا نمی توان هزینه هنگفتی که برای این گونه همایشها و ترویج فرهنگ و سبک غربی پرداخت شده است را، صرف پژوهش در مورد سبک زندگی اسلامی کرد و آنچه را در این زمینه تولید شده است در همایشها و سمینارها برای مردم بازگو کنیم؟
آیا ... !!!؟؟؟